در عالم "ظاهر" کشتی را در کناره دریا باید ساخت و این کشتی است که باید دریا را بیابد. اما در سپهر معنا، وقتی کشتی ساخته میشود، دریا به سراغ کشتی میآید.
اهل معنا به ما میآموزند که خداوند مانند سقّای کوزه به دوش، هر کجا تشنه ای ببیند به سراغش میرود؛ بنابراین اگر طالب آبی، کافی است که تشنه شوی:
آب کم جو تشنگی آور بدست // تا بجوشد آب از بالا و پست
در طریق معنا شیوه آب یافتن، چاه کندن نیست، "تشنه شدن" است. شیوه معشوق یافتن، این سو و آن سو رفتن و گشتن نیست، "عاشق شدن" است. و... شیوه یافتن "ولیّ خدا"، سیر آفاق و آزمون های ولی شناسی نیست، بلکه شعلهور کردن آتش طلب، و سوز صادقانه درون است، سوزی که در گرمای آن خامی وجود عاشق به بلوغ و پختگی بدّل میشود. گویی در عالم معنا قاعده این است:
وقتی رسیدی در میرسد. وقتی که در گرمای شوقِ طلب، پخته شدی، مطلوب را پیش روی خود حاضر خواهی یافت، وقتی "ظاهر" شدی او "ظهور" میکند. به همین دلیل است که کسی چون مولانا شیفتگان حقیقت را هشدار میدهد که در عالم معنا، مطلوب واقعی را در دور دست نجویند، گنج در خانه است:
آنچه حق است اَقرب از حبل الورید // تو فکنده تیر فکرت را بعید // ای کمان و تیرها برساخته // صید نزدیک و تو دور انداخته // هر که دور اندازتر او دورتر // وز چنین گنج است او مهجورتر
و یا به قول سعدی:
دوست نزديک تر از من به من است // وين عجب تر كه من از وى دورم // چه كنم با كه توان گفت كه دوست// در كنار من و من مهجورم
چیزی که کمر جمهوری اسلامی را خواهد شکست......ما را در سایت چیزی که کمر جمهوری اسلامی را خواهد شکست... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 158