امروز نام غزه و رفح، گلبانگ عزت و سربلندی و خط تمایز بین انسانیت، شرافت و وحشیگری و رذالت است.
این شبها و روزها جنایتی نیست که در آن سرزمین غمگین انجام نشود و دروغی نیست که از حلقوم آن رژیم موقت ساخته و به دنیا صادر نگردد و قساوت و شرارتی نیست که در آنجا توجیه و تجویز نیابد.
امروز «ابلیس» هم از آنچه «صهیونیست» میکند بیزار است و ظلم هم از آنچه در آن سراچۀ سوخته میگذرد شرمگین است. سرزمین ابراهیم(ع) اینک نه شاهد افول ماه و خورشید که نظارهگر سقوط اختر مروّت، و غروب خورشید انسانیت است.
بار خدایا از روزی که آستان ولایت تو را بوسیدیم و بار سنگین امانت تو را بر دوش گرفتیم و «از همه باز آمدیم و با تو نشستیم»، انسان را که بر صورت خویش آفریدهای سزاوار حرمت وکرامت بیکران یافتیم.
میبینیم که رهزنان و قاتلان در کمین نشسته، باز به نام تو و فرزندان تو (بنیاسرائیل)، که بیگمان نامشان در زمرۀ جباران بیرحم تاریخ رقم خورده است، راه تنفس و راحت خلقان را بستهاند و سقف خانه بر سرشان آوار کردهاند و آنها را یا به گورستان فرستادهاند یا به بیمارستان و یا به زندان.
بار خدایا، هرچند ما به وعدههای پیر پیمانکشمان نومیدی را گردن زدهایم که: از ازل تا به ابد فرصت «مظلومان» است؛ اما مردمان غمگین در اسارت را زنجیر غلامی و غمناکی بشکن و سلحشوران مقاومت را چندان فرصت و کامیابی ده تا دست به کاری زنند که غصّه سرآید و دیو بیرون رود و فرشته درآید.
بار خدایا، توفانهای تند توحش، چراغهای کوچک مقاومت را کُشته و مادران را شکستهاند تا «ناگشوده گُلْ نقابْ، آهنگ رحلت ساز کنند». مگذار مشعلهای بزرگ بمیرند، مبادا ظلمت قصابان غاصب، جاودانه شود.
بارخدایا، اینک که برق غیرت درخشیده و سحاب عزّت را سوخته، ابری و بارانی و طوفانی دیگر بفرست تا پلیدی و شومی و رذالت و جنایت را بشوید و گلزار آزادی و رهایی را آبیاری کند.
ای فروزندۀ ماه و مهر، شب تیرۀ ستمکشان را سحر کن و پرده تزویر دیوان، و ظلمتِ ظلم خدیوان را بسوز و به آه جانسوز سعدی، خواب شبپرستان را جاودانه گردان که:
آنکه خوابش بهتر از بیداری است
آنچنـان بـد زنـدگانـی، مـرده به ..
چیزی که کمر جمهوری اسلامی را خواهد شکست......ما را در سایت چیزی که کمر جمهوری اسلامی را خواهد شکست... دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 39