خرید بک لینک

«در جهان دو بانگ می‌آید به ضد»! حقیقت این است و جز این نیست که ایران، بین «گاو شیرده» بودن و «یوز ایرانی» بودن مخیر و در حالت بی‌وزنی است. برای سلاطین جنگل(دنیا) مطلوب، گاو شیرده بودن ایران و ایرانی است!

گاوها آب و علفی دارند و از اصطبل و طویله‌ای زرین برخوردارند، اما آنها برای سلاطین جنگل، موجودیت قابل ذکری ندارند. گاوها حیات‌شان بالعرض است و تا مادامی که شیری در انبان داشته باشند قدر و ارج دارند و الا سرنوشت محتوم‌شان جز «ذبح» نیست! امنیت آنها غیر درون‌زا و خارج از اصطبل پر زرق و برق‌شان تعیین تکلیف می‌شود.

«گاو شیرده» یا «یوز ایرانی»؟! 

گاوها، برج خلیفه و دبی‌مال و کریستیانو رونالدو را در چشم‌ها فرو می‌کنند تا هم موجب جهل توده شود و هم برقی بزند و تاریکی‌های‌شان دیده نشود. به قول بزرگمهرحسین‌پور (در کتاب: من گوساله‌ام) هر گاوی که عمیقاً بفهمد چقدر گاو است، در دم آدم خواهد شد!

یوزها اما نگینی درخشان در تاج تنوع جهانی و نمادی از سرعت و شکوه، و شکارچیان قابلی‌اند. آنها در کوی زندگی، اهل کام و ناز نیستند و علاقه‌ای به مرده‌خواری ندارند و ترجیح می‌دهند قوت و غذای‌شان را خود شکار کنند ..

و این حکایت سعدی در گلستان که به زیبایی، تضاد این دو نوع سبک‌زیست را به اشاره گرفته است:

دو برادر یکی خدمت سلطان کردی و دیگر به زورِ بازو نان خوردی.. توانگر گفت درویش را که: چرا خدمت نکنی تا از مشقّتِ کار کردن برهی؟

گفت: تو چرا کار نکنی تا از مَذَلَّتِ خدمت رهایی یابی؟ که خردمندان گفته‌اند: نانِ خود خوردن و نشستن، به که کمر، شمشیرِ زرّین به‌خدمت بستن.

از برادر یا همان گاوشیرده اهل خدمت نزد سلطان، نسلی تربیت می‌شود که به ناچار و از سر ذلت مقابل کدخدای موهوم رقص مو می‌کند و اگر لازم شود شرف‌اش را هم می‌دهد و از برادری که اهل مشقت است و اتکا به زور بازو، نسلی تربیت می‌شود که از سر عزت، دامن شهید پروری دارد.

آری؛ حقیقت همین است و جز این نیست که ایران، بین «گاو شیرده» بودن و «یوز ایرانی» بودن مخیر و در حالت بی‌وزنی است.

در جهان دو بانگ می‌آید به ضد

تا کدامین را تو باشی مستعد؟!

برچسب: نویسنده: مهراد کریمی تاريخ: سه شنبه 24 شهريور 1405 ساعت: 4:10

صفحه بندی